بزرگمنش
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ 

پسر بچه ای وارد یک بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: یک بستنی میوه ای چند است؟

پیشخدمت پاسخ داد: 50 سنت. پسر بچه دستش را در جیب شلوارش فرو برد و شروع کرد به شمردن پولهایش. بعد پرسید: یک بستنی ساده چند است؟

در طی این مدت چند مشتری در انتظار میز خالی بودند. پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: 35 سنت. پسر بچه سکه هایش را دوباره شمرد و گفت: لطفا یک بستنی ساده. پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کارش رفت. پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را پرداخت کرد و رفت. وقتی پیشخدمت بازگشت تا میز را تمیز کند از آنچه دید حیرت کرد. در کنار ظرف خالی بستنی پسرک،  2 سکه 5 سنتی و 5 سکه 1 سنتی گذاشته شده بود برای انعام پیشخدمت.بزرگمنشی


کلمات کلیدی: