ترک موقعیت
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٧ 

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت . خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود .مسافر فریاد زد : هی،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : میدانم .            

مسافر گفت:پس چرا بیرون نمی آیی؟

مرد گفت:آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میکنی

زائوچی در مورد این داستان می گوید :

 خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند .

 


کلمات کلیدی: داستانک